زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 2 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

سكسكه پسرم !

سلام قشنگم امروز يه حركت جديد رو تجربه كردم ... با يه ريتم خاص تو دلم تكون ميخوردي ...١_٢_٣_ طرق دوباره ١_٢_٣ طرق و اين حركت تقريبا ٢٠ دقيقه ادامه داره از ديروز روزي يكي دو يار سكسكه ميكني و اين نشون ميده كه داري مايع دورت رو ميخوري شكمو خان  ... بابايي و مامان جون وجي هم سكسكه كردنتو ديدن مامانجون كلي خنديد باباهم هم ذوق كرد دستشو گذاشت رو شكمت و ماساژ داد    
14 اسفند 1393

ازمایش گلوکوز

سلام جوجوی مامان برا تو که رفتم ازمایش ولی عمرناش دیگه اگر حامله بشم نمیرم بقیه رو نمیدونم ولی من که حالم خراب شد صبح با بابایی رفتیم اون مرکزی که بهداشت معرفی کرده بود و گفت رایگانه ساعت نزدیک 9 بود که رسیدیم با لبخند سوال کردم من کجا باید ازمایش بدم ... برگه رو گذاشتم جلوش بدون این که با من حرف بزنه در حالی که داشت با همکارش حرف میزد  با بیتفاوتی گفت فردا 8 اینجا باش ... قیافه من دیدن داشت لبخند رو لبم خشکید ... من با چه بد بختی از دیشب ناشتا بودم شبم خودمو چتر کردم خونه  مامان  امیدم صبح از کار افتاد که منو ببره ازمایش بعد این چی میگه؟؟ گفتم یعنی چی من ناشتا اومدم ازمایش بدم گفت خوب ؟ برو صب...
14 اسفند 1393

مشكل انتخاب اسم

نميدونم چرا هيچ اسمي به دلم نميشينه اگر دختر بود ميزاشتم بنيتا  يه اسم تركيبي كه هر دو موافق بوديم،براي پسر تو ذهن من برديا بود كه اميد بد وري زد تو ذوقم گفت وقتي ميگي برديا من ياد برده ميفتم جز برديا پوريا و پارسا هم تو فكرم بود اميد ايليا برنا و بسام رو پيشنهاد داد   مامانم برسام و شنتيا و پرهام  من دوست دارم اسم كوتاه خوش اوا باشه و معني قشنگي داشته باشه از اسمايي كه اخرش آ داره بيشتر خوشم مياد به اسم خودمم مياد ترجيح ميدادم به بنيتا بياد چون اگر خدا بخواد و دختري داشته باشيم اسمشو ميخوايم بزاريم بنيتا  در ضمن اسمي كه انتخاب ميكنم باي تو عربي يا بي معني باشه يا معني خوبي بده بعضي از اسامي تو عربي معني خوبي نداره و...
10 اسفند 1393

بهداشت ٣

امروز بابايي مارو برد بهداشت ساعت ٨ صبح صداي قبلتو شنيدم كه به نظرم از دفه قبل تند تر ميزد وزنمون شد ٧٠ كيلو و نيم موقع معاينه قله رحم مشخص نبود و شكم من خيلي سفت بود كه گفت بايد پيگيري بشه تو سونو گرافي تو خدا رو شكر مشكلي نداشتي اما خانوم ماما گفت درد شكمي كه داشتي طبيعي نبوده و اونم بايد پيگيري بشه برام ازمايش گلوكوز نوشت كه قرار شد فردا انجام بدم و جواب رو براش ببرم نوبت بعدي بهداشت هم شد ١٥ فروردين... البته من هفته ديگه براي معاينه كامل و برسي وضعيت ميرم پيش دكتر خودم تا بينم كه دليل اين دردا چيه  
10 اسفند 1393

عکس پسر قشنگم 25 هفته 5 روز

  قربون اون خندت بشم من  حسابی ما رو ترسوندی دیروز از ساعت 12 شب پهلوم درد شدید گرفت جوری که از درد بیحال میشدم و این جریان تا صبح ادامه داشت  دیگه دلم اروم نگرفت و تصمیم گرفتم که برم سو نو گرافی اونجا بابایی برای اولین بار شما رو تو مانیتور دید و ازت عکس و فیلم گرفت این عکسم بابایی  ازت گرفته  کلی هم ذوق کرد عکستم داد رو کاغذ بزرگ چاپ کردن  ...
8 اسفند 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد